
اگر مدتها پیش یک عکس در فضای وب کابوس زیرآب رفتن پاسارگاد را در اثر احداث سد سیوند به واقعیت تبدیل کرد، این روزها عکسهای تهیه شده از بارندگیهای مداوم بر سر مجموعه جهانی تخت جمشید و آبگرفتگی سطح محوطه بار دیگر موجب نگرانی دوستداران میراث فرهنگی برای حیات این مجموعه شده است.
به گزارش مهر، در روزهای اخیر که بر میزان بارندگیها در استان فارس افزوده شده است، آب باران مجموعه تاریخی تخت جمشید را که هنوز فکری برای راه اندازی راههای فاضلاب آن نشده فرا گرفته است. شواهد نشان می دهد هر بار که میزان بارندگی ها در این استان زیاد شود، آب باران داخل محوطه تاریخی و بدون سقف تخت جمشید جمع میشود. این در حالی است که تخت جمشید اولین محوطه تاریخی دارای سیستم فاضلاب بوده است.

فرسایش مداوم، رشد گلسنگها، ترکخوردگی و شکستگی سنگها و کتیبههای تاریخی از عوارض رطوبت و راکد ماندن آب در بخشی از محوطه تاریخی تخت جمشید است که چند سال پیش در فهرست آثار جهانی به ثبت رسیده بود.
کامیار عبدی، باستان شناس در این باره به خبرنگار مهر گفت: در زمان ساخت تخت جمشید، سیستم فاضلاب هم تعبیه شد تا در چنین مواقعی آب به خارج محوطه برود و یکجا جمع نشود اما بسیاری از این راهها اکنون بسته است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: در سالهای اخیر بخش کمی از راههای فاضلاب پاکسازی شد و همچنان بسیاری از این راهها را خاک و زباله گرفته است بنابراین احیای سیستم آب و فاضلاب تخت جمشید یکی از اولویتهای مهم ساماندهی وضعیت آن است که باید با یک برنامه ریزی صحیح هرچه سریعتر انجام شود.
وی تاکید میکند که لازم است هیئتی رسمی در محوطه تخت جمشید حاضر شده و سیستم فاضلاب آن را احیا کنند تا آب باران و نزولات جوی بتواند از سفرههای زیر زمینی به بیرون محوطه برود.
وی افزود: باید مشکلات این مجموعه آسیب شناسی، اولویت بندی و بررسی شود که کدام قسمتها باید فورا مرمت شود و یا در کدام بخشها می توان از تخریب بیشتر جلوگیری کرد.
این پژوهشگر گفت: شنیدهام که بخش عمده ای از محوطه را به دلیل تخریبها و آسیبهایی که به آنها وارد می شود، بستهاند تا گردشگران به آن محوطهها نروند منتهی تا به حال به یاد ندارم برنامه کلان و بلند مدتی برای مرمت تخت جمشید پیش بینی شده باشد.
استاد کالج دارتموت در ایالات متحده با بیان اینکه بارها دیدهام که پایه ستون و شالی ستونها ترک خورده و درحال ریزش است گفت: کارشناسان حاضر در مجموعه تازه بعد از اینکه می بینند ستونی ترک خورده برای مرمت آن اقدام میکنند.
برچسبها: آبگرفتگی تخت جمشید, غرق شدن تخت جمشید


کتاب «منم کورش» نوشته آلکساندر جووی، نویسنده و فیلمساز مشهور به وسیله ی انتشارات گارنت انگلستان منتشر شد.
این کتاب زندگی کورش بزرگ و دنیای زمان او را مجسم می کند. در این کتاب کورش به عنوان یک رهبر بزرگ که مردمان او را عاشقانه دوست داشتند دنیایی بسیار پیش تر از زمانه اش ساخته بود. در این کتاب که عشق، شور، تراژدی و خیال در هم آمیخته نشان می دهد که تنها از راه تسامح می شود مردم را به همکاری و همیاری خواند. الکساندر در گفتگویی که قبل از انتشار این کتاب انجام داده بود می گوید: همیشه در حیرت بودم که یک تمدن کهن بتواند چنین دست آوردهای عظیمی داشته باشد.و اما همچنان ناشناخته مانده باشد. آلکس که یکی از آرزوهایش ساختن فیلمی از کورش بزرگ بوده ، سال ها درباره زندگی کورش و منشور او که اولین بیانیه حقوق بشر است پژوهش کرده است
انتشارات گارنت:
http://garnetpublishing.co.uk/book/i-am-cyrus
برچسبها: منم کورش, کتاب «منم کورش» نوشته آلکساندر جووی, کتاب زندگی کورش بزرگ


قرنها پیش جمشید آیین زیبای روز نو را بنا نهاد تا نوادگان کوروش کبیر در زیبا روز نخست بهار به ایرانی بودن خود افتخار کنند و به یکدیگر شادباش گویند.
بر سفره احساس اگر جایی بود،سخن ساده تبریک مرا جای دهید...


ادامه مطلب...

جهان انجمن شد بر تخت اوي از آن بر شده فره بخت اوي
به جمشيد بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودين بر آسوده از رنج تن، دل ز کين
به نوروز نو شاه گيتي فروز بر آن تخت بنشست فيروزروز
بزرگان به شادي بياراستند مي و رود و رامشگران خواستند
محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :
جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم. و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.
ادامه مطلب...

"از من نپرسید که چه باید کرد. خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی که همهء ما ایرانیان داریم با او رفتار کنید".
کسانی که از ویرانه های کاخ کسرا (ایوان مداین) بر لب دجلهء عراق دیدن کرده اند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک، باز در خطی راست به جلو رفته است.

![]()
در این نگاره تصویرهایی از درفش های سرزمین ایران در طول تاریخ، از گاه کهن و با درخشش درفش کاویانی نخستین درفش ایرانیان تا درفش جمهوری اسلامی که درفش کنونی میهن است جای گرفته است. این تصویرها از روی داده های تاریخی به شکلی که در این جستار خواهید دید به تصویر کشیده شده اند.
درفش کاویانی : نخستین درفش ایران که بدست کاوه آهنگر و در جریان خیزش او بر علیه زهاک تازی ساخته شد .
![]()
ادامه مطلب...



جشن اسفندگان (سپندارمذگان) یکی از جشنهای ایرانی است که در روز ۲۹ بهمن برگزار میشود. واژه فارسی «اسفند» در زبان فارسی امروز، از واژه پهلوی «سپندارمت-Spandarmat» و اوستایی «سپِنتَه آرمَئی تی-SpentaArmaiti» بر گرفته شده است .ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آوردهاست که ایرانیان باستان روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین میدانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کردهاند. ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان میزیست، و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده در منابع کهن را باید به روز رسانی کرد. امروز بعضی زرتشتیان آنرا در روز اسفند (سپندارمذ – پنجمین روز) از ماه اسفند (سپندارمذ) برابر با بیست و نهم بهمن در گاهشماری خورشیدی امروزین برگزار میکنند. اما موبد کورش نیکنام برگزاری جشنها با استفاده از گاهشماریهای سنتی با ماههای ۳۰ روزه را بیتوجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی در جشنها دانسته و لزوم توجه به گاهشماری ملی و رسمی با ماههای ۳۱ روزه را یادآور شده است.
برای مطالعه پیشینه و آیین های مربوط به این روز به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب...


اگر این شانس را داشته باشید که وارد آرامگاه کورش شده باشید، به احتمال زیاد اولین چیزی که باعث تعجبتان میشد سقف بسیار کوتاه محفظه داخلی آرامگاه نسبت به ارتفاع بلند بیرونی آن است. شاید جالب باشد بدانید که آرامگاه واقعی کورش و همسرش (کاسان دان - ملکه وقت) نه در محفظه داخلی، بلکه به صورت مخفی در بالای سقف جاسازی شده بوده است! این محفظه در سال 1338 هنگام کندن درخت انجیر وحشی که بر سقف روییده بود به وسیله باستان شناسان کشف شد و مشخص شد که پیشتر مورد دستبرد قرار گرفته و تخلیه شده است! کوروش نخستین پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی بود.

کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد. مرگ کورش در سال سیام سلطنت او در حدود سال ۵۲۹ پیش از میلاد اتفاق افتادهاست. روایات مختلفی دربارهٔ مرگ کوروش وجود دارد. هرودوت مینویسد، راجع به در گذشت کوروش روایات مختلف است اما من شرحی را که بیشتر در نظرم معتبر مینماید نقل میکنم. کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ماساگت (ماساژت) قومی از سکاها که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت میپرداختند، به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد، میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانهای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور میکردند. هنگامی که کوروش به این رودخانه رسید، تهمرییش (تومیریس) ملکهٔ سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کوروش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدیه و دایی مادر کوروش که تا پایان عمر، به عنوان یک مشاور به کوروش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. کوروش نظر کرزوس را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. نخست عدهای از جنگاوران ماساگتها به رهبری سپارگاپیس فرزند ملکه، به دستهای از سربازان لشکر کوروش که از بقیه جدا افتادهبودند، حمله کرده و همه را به خاک هلاکت انداختند. بعد از آن پیروزی آنها بر سفرهٔ طعام بازمانده از لشکر کوروش نشسته و با اشتیاق فراوان انقدر خوردند و نوشیدند که مست و بیهوش شدند. پارسیان در این هنگام وقت را غنیمت شمرده بر سر آنها ریختند و سپارگاپیس را اسیر کردند. سپارگاپیس وقتی به هوش آمد و خود را اسیر دید، از کوروش استدعا کرد که غل و زنجیر از او بردارند. کوروش این تقاضا را اجابت کرد. وقتی دستان او آزاد شد، از شدت ننگ و عار خود را درجا کشت. بعد از جنگی بین دو سپاه درگرفت که از جهات شدت و خشونت در میان سایر اقوام سابقه نداشت و عاقبت ماساگتها غلبه کردند و خود کوروش نیز کشتهشد.

برای دیدن عکس های بیشتر کلیک کنید


تختجمشید اینبار هم خبرساز شد. آخرین بار که تخت جمشید برای چندمین بار بر سر زبانها افتاد، سال گذشته و درست هنگام انتشار تصاویری از آبگرفتگیها در این محوطه باستانی بود که به سؤال از معاون اجرایی کنونی رئیسجمهور در مراسم تودیع از سازمان میراث فرهنگی نیز انجامید.علاوه بر این، وجود گلسنگها در دیوارههای سنگی تخت جمشید نیز مطرح شد که مسعود علویان صدر، معاون حفظ، احیا و ثبت آثار تاریخی کشور تصاویر انتشاریافته از گلسنگهای تخت جمشید که منجر به ترکیدگی و خردشدن سنگهای تخت جمشید میشود را حاصل فتوشاپ و استفاده از حقههای تصویری خواند.
اکنون تصاویر منتشر شده از تختجمشید بیان میکند که دیوارههای بازسازی شده گلی در محوطه تختجمشید دچار ترکخوردگی شده و وضعیت دیوارههای موزه ایجاد شده در این محوطه باستانی نیز چندان مناسب نیست. در تصاویر انتشار یافته همچنین نشان داده شده که بخشی از دیواره سنگی در قسمت پلکان تخت جمشید مزین به گلهای لوتوس، به گفته برخی باستانشناسان و گلهای انار به گفته برخی دیگر، دچار ترکخوردگی شده است. در این میان قسمتهای مربوط به ستونها در بخش بازسازی شده نیز وضعیت خوبی ندارند.
ادامه مطلب...

![]()
«یلدا» واژهایست به معنای «تولد» برگرفته از زبان سریانی که از شاخههای متداول زبان «آرامی» است. زبان «آرامی» یکی از زبانهای رایج در منطقه خاورمیانه بودهاست. برخی بر این عقیدهاند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبایی از راست به چپ نوشته میشده، وارد زبان پارسی شدهاست.
واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (به معنای روز) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. واژه دی dey از day پهلوی و از dadhva اوستایی آمده است که به معنی خداوند و آفریدگار است و این واژه با day انگلیسی که خود از daeg و tag ژرمنی متقدم آمده است مرتبط نمی باشد! ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میترائیسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است.
ادامه مطلب...


فيلم 300 ممکن است برای بسياری از ايرانيان تکان دهنده باشد اما برای کسانی که در سيستم آموزش و پرورش آمريکايي بزرگ شده اند «جنگ ترموپيل»، که فيلم 300 براساس آن ساخته شده، به اندازه ی داستان «درخت گيلاس و جرج واشنگتن» آشنا است.
داستان «جنگ ترموپيل» را هرودوت، نويسنده باستانی، که در شهر ايرانی «هالی کارناسوس» زندگی می کرد نوشته است و کتاب او، که «تاريخ ها» نام دارد، ديرزمانی نيست که جزيي از ادبيات عاميانه غربی شده است. يعنی تنها از 1850 ببعد بود که آمريکا هرودوت را به عنوان منبع مراجعه ی اصلی درباره ی تاريخ ايران پذيرفت.
قبل از 1850، مغرب زمين نظر نيکويي نسبت به امپراتوری ايران داشت چرا که تا آن زمان منبع مراجعه اصلی برای تاريخ ايران کتاب «تورات» و کتاب «پرورش کوروش»، اثر مولف يونانی ديگر يعنی گزنفون بود
ادامه مطلب...

زن در فرهنگ ایرانی شاهکار آفرینش است. و جستار(موضوع) حقوق و جایگاه زن در ایران باستان با ویژگیهای فرهنگی و سرشت نیکاندیش ایرانیان پیوند مستقیم دارد. از آنجا که هیچگاه در ایران باستان رژیم بردهداری فرمانروا نبوده، با هیچکس به روشهای غیرانسانی رفتار نمیکردند و پیرو آن زن نیز از جایگاه و حقوقی برابر با مرد برخوردار بوده است. اما در میان یونانیان و رومیان باستان، از آنجا که رژیم بردهداری حاکم بوده و کمینهی مردم(اقلیت)، بیشترینه(اکثریت) آنان را از هرگونه حقوق انسانی به دور نگاه میداشتند، با زنان نیز بر پایهی این گفتهی ارستو که میگفت:”نسبت زن به مرد، همانند نسبت غلام به مولا و بدن به روح است” رفتار کرده و او را جنس دوم و وابسته به مرد میدانستند.
این آزرم(احترام) به بانوان را به خوبی میتوان در نوشتارهای کهن ایرانیان دید.
زن در زبان اوستایی و سانسکریت به گونهای “ریتَهسیَه بانو” یا “اَشَه بانو” خوانده شده که به چم(معنی) فروغ راستی و پارسایی است؛ امروزه در زبان پارسی واژه ریته سیه حذف گشته و تنها بانو که به چم فروغ و روشنایی است برای بانوان به کار برده میشود. همچنین واژهی مادر در اوستا “ماتری” به چم پرورشدهنده آمده است؛ و خواهر “سْواسْری” خوانده میشود که به چم وجود مقدس و نیکخواه است. زنِ شوهردار نیز، “نمانوپتنی” نامیده میشد که به چم نگهبان خانه است .
ادامه مطلب...

مستند در جستجوی کورش به کارگردانی فرشید فرجی کارگردان نام آشنای کشورمان ساخته شداین مستند بزرگ که در چند شهر ترکیه فیلمبرداری شده.این فیلم به جز گفتگو ها و تصاویر، شامل بخشهایی از انیمیشن است که در هنگام تدوین به آن افزوده شده است و به زبان انگلیسی در آمریکا به نمایش در آمد است و سپس برگردان فارسی آن در ایران موجود است این مستند مهم که پس از "پر خرج ترین فیلم تاریخ انگلستان" که هرگز ساخته نشد! تا امروز بزرگترین کاری است که در باره ی کورش بزرگ انجام گرفته از نخستین روزهای فیلمبرداری تا کنون داستانی پرشور دارد که بی تردید کم و بیش از آن آگاهی دارید . فرشید برای ساخت این فیلم در ايران به شهرهای شيراز و همدان و اصفهان و يزد و مشهد و چند شهر دیگر رفته بود. در این مدت برای فیلمبرداری به افغانستان، تاجيکستان و ازبکستان و ترکیه هم سفر داشتند و نیز مراحل پایانی فیلم رادر بابل انجام دادند
به هر حال اکنون پس از مدتها این مژده را به هم میهنان گرامی میدهیم که لینک دانلود پیش نمایش این مستند زیبا را در این پست برای شما علاقه مندان به این مستند قرار دادم
جهت دریافت فایل کلیک کنید

ایرانیان از همان دورانی که با سایر همنژادان خود یعنی طوائف آریائی در آغوش دشت و دمن بسر میبردند با نغمههای جانبخش موسیقی و خواندن سرود و عبارات منظوم،آن کشش و سروری را که دیدار مناظر دلپذیر طبیعت و آسمان صاف و نیلگون و رنگهای گوناگون افق،در هر پگاهی و شامگاهی بوجود میآورده، نمودار میساخته اند. انگیزههائی را که زیبائی و فریبندگیهای این زندگی بی بند و بار و آزاد، در آغوش طبیعت، برای این مردم بوجود میآورده و با آهنگهای دلنواز غمزدا از دهان آنها بیرون میآمده، تاریخ در اثر نداشتن خط نتوانسته است آنها را ضبط نماید. اگر هر آینه ضبط شده بود، امروز ما از نحوه اندیشه و احساسات و تألمات آنان گنجینههای گرانبهائی داشتیم و لازم نبود به حدس و مظنَّه متوسل شویم. همانطور که بقایای آثار هنریشان، گنجینههای فرهنگی ارزنده و جالب را برای ما بیادگار گذارده است.
وجود قطعات مسجَّع و منظومی در ریگ ودا و اوستا، دو اثر دینی و ادبی کهن آریای هند و ایران و موسیقی و رقص رایج در میان هندیان که از تشریفات مذهبی آنان بوده است، بخوبی وجود و اهمیت این هنر را در قبائل آریائی نمودار میسازد. یک بخش مهم از اوستا «گاثاها» مشتمل بر نیایش و سرودهای مذهبی است که با آهنگهای مخصوص و تشریفات ویژه ای هنگام نیایش اهورمزدا خوانده میشد، و سرودهای اوستا برای پذیرش حافظ مردم که از خط و سواد بی بهره بودهاند، آسان و موزون بوده و بعلاوه مفاهیم گفتهها هنگامی که منظوم و با آواز ادا میشد، در دلها بیشتر اثر میکرده است.
ادامه مطلب...

۲-همیشه سر مشق خودرا از بین مردانی برگزینید که از راه عدالت پیروز شده اند ازامثال آنان پیروی کنید وبکوشید تانام نیک ازخود به یادگار بگذارید.
۳-من پیوسته معتقد بوده ام که روح آدمیان پس از خروج ازکالبد خاکی و فناپذیر محو و نابود نمیشود زیرا روح است که جسم هارا مادام که در آنها جا دارد تحرک می بخشد.
۴-ما عهدو پیمان را در دلهای خود و با دست های راست خود بسته ایم ومعتقدیم شما با ما یک دل و یک جهت باشید خیر خواهید دید.
۵-فرزندان من وقتی من مردم بدنم را در طلا ونقره و امثال آن نپوشانید زود تر آن را در آغوش خاک
بگذاریدچه سعادتی از این بالاتر که بدن انسان دردل خاکی که منشا این همه ثروت های زیبا و چیز های نیک و دلپسند است سپرده شود.
۶-من عمرم در یاری به مردم به سر بردم نیکی به دیگران درمن خوشدلی وآسایشی فراهم می
ساخت که ازهمه شادی های عالم لذت بخش تر است.
۷-و اما آخرین سخنم :وبگویم که بهترین ضربتی که به دشمنانتان وارد خواهیدساخت این است که
بادوستانتان به مدارا ورافت رفتار کنید.


روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم "ارتب" خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند …
ادامه مطلب...

به درستی نمی شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر، آنچه می توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است که او میانجی یا رهایی بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می پیوسیدند (انتظار می کشیدند). در باور غربی او پسر خورشید بود و در پایان زمان به زمین باز می گشت.خورداد و خورتات و خور از کلماتی است که به این خدا یا نبی منسوب است. خورشید در واقع از دو کلمه خور به معنی خدا و شید به معنی درخشنده و جاوید می باشد مانند جمشید در ایران با آمدن اسلام میترا جانی تازه می گیرد، ریشه های آسمانی باور به میترا و آیین پرستش او در آمیزش با اسلام زیباترین و با شکوه ترین اندیشه را پدید می آورد. این که مولوی و حافظ و هاتف و.... بی پروا از آمد و شد خود به خرابات (خورآباد یا پرستشگاه خورشید که نماد میترا است) یا از آیین های آن (سروده های حافظ گزارش انجام آیین مهرپرستی است نه اینکه انباشته ای از وازه های کنایی) سخن می گویند ویهانی (برهانی) بر این گفته است.
ادامه مطلب...


«از آه دردناكي سازم خبر دلت را
روزي كه كوه صبرم بربادرفته باشد
آواز تيشه امشب از بيستون نيامد
گويي به خواب شيرين ، فرهاد رفته باشد»
اين روزها آواز تيشه دوباره از بيستون بلند شده است اما نه از فرهاد بلكه از تيغه لودرهايي كه قصد دارند به نام ساماندهي محوطه، چهره اين مجموعه تاريخي را دگرگون سازند.
بيستون، محوطهاي تاريخي و هشتمين اثر ثبت شده ايران در فهرست ميراث جهاني يونسكو است كه اين روزها و از ميان صخرهها و بيشهزارهايش صدايي به گوش ميرسد كه چندان خوشايند نيست؛ صدا صداي لودرهايي است كه به جانش افتاده تا در نسخه پيچيدهشده طرح ساماندهي محوطه، روي بقاياي منطقه پارتي و شهر اشكانياش يك پارك و محوطه تفريحي ساخته شود.وجود تپهها و آثار فراوان موجود در دشت بيستون نشان ميدهد كه اين منطقه در پيش از تاريخ از مهمترين مناطق سكونتي منطقه زاگرس و به طور كلي ايران بوده است.
ادامه مطلب...


حیقّوق (عبری: חֲבַקּוּק به معنی "در آغوش میگیرد) از پیامبران بنیاسرائیل است که حدود ۷۰۰ قبل از میلاد زندگی میکرده و در زمان پادشاهی کورش بزرگ به ایران مهاجرت و در تویسرکان ساکن شده و در همین شهر مُردهاست. در تویسرکان آرامگاهی برای او برپا شدهاست. وی نگهبان معبد بزرگ یهودیان در اورشلیم بودهاست.
حدود سال ۵۹۰ قبل از میلاد، بخت النصر پادشاه کلده به اورشلیم حمله کرد و گروهی از یهودیان را به قتل رساند و نزدیک به بیست هزار نفر از آنان را اسیر و به شهر بابل پایتخت کلده که نزدیک بغداد فعلی قرار داشت انتقال داد.
حیقوق نبی در بین این زندانیان بود و مدت طولانی در زندان به سر برد. در سال ۵۴۸ قبل از میلاد، کورش بزرگ پادشاه ایران به کلده حمله کرد و در جنگی لشکریان کلده را شکست داد و بابل را تصرف کرد و طی فرمانی دستور آزادی کلیه اسرا و زندانیان یهود را صادرنمود. پس از آزادی از بند اسارت بابلیان، یقوق پیامبر به ایران مهاجرت کرد و در شهر تویسرکان یا رودآور ساکن شد.
آرامگاه یقوق نبی در تویسرکان طی قرون متمتدی چندین بار بازسازی شدهاست. این آرامگاه یکی از قدیمیترین آثار تاریخی ایران محسوب میشود.

کلمه میترا یا (مهر) را دار مستتر به معنی دوستی و محبت می داند. در (گات ها) کلمه میترا به معنی عهد و پیمان آمده است.مهر در اوستا از آفریدگان اهورا مزدا محسوب شده و ایزد محافظ عهد و پیمان است و از این رو فرشته فروغ و روشنائی است تا هیچ چیز بر او پوشیده نماند. ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه و یشت دهم اوستا و جشن مهرگان مخصوص اوست. در کتیبه های هخامنشی نیز این اسم به املاء و تلفظ اوستائی آن، (میثر) Mithra آمده است. در سانسکریت (میترا) Mitra و در پهلوی (میتر) Mitr و در پارسی مصطلح امروز (مهر) خوانده می شود. «میترا» یعنی خدای نور و خورشید، خدایی که در خورشید جای دارد، نه خود خورشید. میترا، خداوند آبها و دریاها نیز هست و یکی از صفاتش اود ـ دام یعنی محاصره کننده است و همسرش وارونی الهه شراب است و در اساطیر گاهی با نام هایی چون (سورا) یا (ماد) نیز خوانده می شود.
ادامه مطلب...


نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامهی گاهشماری میترایی است و حدود چهار سده پس از مبدا میلادی به وجود آمده، ادامه میدهد. کیش مهر (میتراییسم) تاثیر گذارترین آیینی است که پس از مهاجرت آریاییان در زمان فریدون به اروپای کنونی رفت و ردپای آن را در همهی ادیان جهان میتوان مشاهده کرد.
کلمهی یلدا واژهای سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است. در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان، چهارسد سال پس از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباه محاسباتی، این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و از سوی مسیحیان به عنوان روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه مُغان ظاهر میشود و درخت سرو و ستارهی بالای آن هم یادگاری از کیش مهر و فرهنگ ایرانی است.
ادامه مطلب...

دادستان یاسوج به شهرداری این شهر دستور داد مجسمه اریوبرزن را از میدانی به همین نام در شهر یاسوج تخریب کنند. پس از آن که فرمانده سپاه فتح استان نصب مجسمه آریوبرزن در ورودی شهر یاسوج را مورد انتقاد قرار داد، این دستور از طرف دادستان یاسوج صادر شد است . سردار شهابی فر صبح پنچشنبه در کنگره سرداران و600 شهید شهرستان بویر احمد گفته بود : « امروز دم اسب آریوبرزن مشرف بر تمثال مبارک شهیدان کرداند که ضروری است دادستان کهگیلویه وبویراحمد دستور تخریب آن رابدهد » دادستان یاسوج در این خصوص گفت : سپاه نامه ای به دادستانی نوشته است که با توجه به اینکه ما ارزشهای متعددی داریم که می شود به عنوان نماد های ارزشی استفاده کردو... ودر پایان اعلام کرداست در صورتی که شهرداری یاسوج در موعد مقرر نسبت به تخریب این مجسمه اقدام نکند برخورد قانونی صورت می گیرد.
آریوبرزن (همانطور که در پست های قبلی به طور کامل شرح واقع توضیح داده شد) یکی از سرداران بزرگ هخامشیان بود که که در سال 331 پیش از میلاد مسیح در یکی از مناطق کهگلویه وبویراحمد با سربازان اندک در مقابل یورش سپاه عظیم اسکندر مقدونی به ایران زمین ، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و نموداری از شجاعت و از جان گذشتگی در راه میهن را برای آیندگان به یادگار گذاشت. مجسمه آریوبرزن چند ماه پیش توسط شهرداری یاسوج در یکی ازمیادین این شهر نصب شد .

در آغاز تابستان خورشيد از بالاترين جايگاه طلوع خود در افق شمال خاوري برمي دمد و در بالاترين جايگاه غروبگاهي خود در افق شمال باختري فرو ميرود. حرکت روزانه خورشيد در آسمان نيز در اين هنگام به بالاترين خط سير خود باز ميرسد که بيش از ديگر روزهاي سال به قطب آسماني نزديک شده و در نتيجه بلندترين روز سال و کوتاه ترين شب سال را پديد مي آورد. در اين روز و در لحظه ظهر خورشيدي، زاويه ميان خورشيد و افق جنوبي بيشتر از هر روز ديگر است و آفتاب در اين روز به کمال و اوج ساليانه خود دست مي يابد.
اين هنگام براي مردمان باستان که دلبستگي فراواني به پديده هاي کيهاني داشته و چنين پديده هايي را در زندگي روزمره، آيينها و باورداشتهاي خود دخالت ميداده اند؛ اهميت بسياري داشته است و آيينها و جشنهاي پرشماري را در اين هنگام برپا ميداشته اند. هر چند که امروزه بسياري از اين سنتهاي کهن به فراموشي سپرده شده است؛ اما برخي از آنها علاوه بر ثبت در تاريخنامه ها و ديگر منابع مکتوب، تا به امروز نيز در ميان مردمان بازمانده اند که به برخي از آنها اشاره ميشود.
نام ماه خرداد (در اوستايي «هَـئوروَتات») به معناي رسايي و کمال و پُـرّگي که در «گاتها»ي زرتشت نيز بکار رفته است، به احتمال از همين پديده برگرفته شده است، چرا که خورشيد در پايان اين ماه به کمال و اوج خود ميرسد و مسيرش طولانيتر و پايگاهش فرازمندتر ميشود. ديگر اينکه، آغاز تابستان در گاهشماري گاهنباري (کهن ترين گاهشماري شناخته شده ايراني)، آغاز سال نو نيز بوده است که اين شيوه آغاز سال هنوز تا اندازه اي در گاهشماري طبري/ تبري بازمانده است. در گاهشماري گاهنباري، طول سال به چهار فصل و چهار نيمفصل بخش مي شده است که همچنان در تقويم زراعي روستاييان و کشاورزان ايراني برقرار و متداول است.
برخي از بازمانده هاي آيينهاي آغاز تابستان که ظاهراً بسيار فراوان بوده اند، عبارت است از جشنهاي:
«آب پاشونک» يا «اول تووستوني (تابستاني)» که در فراهان، اراک، محلات و بسياري از نواحي ديگر ايران همراه با گردهمايي و مراسم آبپاشي در صحرا برگزار ميشود.
دوم، جشن ناشناخته و فراموششده اي به نام «جشن نيلوفر» در ششم تيرماه که ابوريحان بيروني در کتاب گرانقدر آثارالباقيه از آن ياد کرده و ممکن است با شکوفا شدن گلهاي نيلوفر در آغاز تابستان در پيوند باشد.
سوم، آيين «پُـرسه» زرتشتيان در نخستين روز تيرماه که ظاهراً بازمانده آيين گراميداشت درگذشتگان در آغاز سال نوي گاهنباري است.
چهارم، جشن «عيدماه» در ميان مردمان سوادکوه و برخي از ديگر نواحي کوهستاني مازندران در بيست و نهم خردادماه که با آتش افروزي بر بلنديها و سرود و شادي برگزار ميشود.
پنجم، آيين «گوجه عروس» يا «گل عروس» در خراسان و افغانستان باختري و اهداي ميوههاي نورسيده، آرد و نبات به نوعروسان.


استاسیس در سال 150 ( ه ق) در سیستان علیه منصور خلیفه عرب قیام کرد. او به خاطر دلیری وشجاعتش در میان مردم از محبوبیت خاصی بر خوردار بود.به همین روی طولی نکشید که استاسیس با حمایت حریش که تمام عمر خود را صرف جنگیدن با خلفای اعراب کرده بود توانست سیستان را فتح کند. بعد از فتح سیستان نامه ای برای منصور نوشت و از او خواست که تسلیم شود در غیره این صورت به بغداد ( پایتخت ایران) لشکر کشی خواهد کرد.
منصور بعد از خواندن نامه خشمگین شد و سپاهی عازم سیستان کرد تا استاسیس را به بند کشد ولی با کمال ناباوری سپاهش با شکست روبرو شد. استاسیس با پشتوانه سپاهی 300 هزارنفره هرات و بادغیس و بعد خراسان را تصرف کرد. وی 300هزار جنگ جو در فرمان داشت وچون بر خراسان دست یافت بسوی مرو رود تاخت. اجثم مرورودی برای مقابله با او شتافت و پس از نبردی سخت همراه بسیاری از یارانش کشته شد از ان میان معاذ بن مسلم معاذ. جبرئیل بن یحیی. حماد بن عمرو. ابوالنجم سیستانی وداوود بن کراز فرار را برقرار ترجیح دادند .
اخبار پیروزیهای استاسیس لرزه بر اندام منصور افکنده بودادامه مطلب...

ادامه مطلب...

روزی شه شاهان ما در یک نیایش با خدا
گفتا به پاس کار من اندیشه ی پر بار من
روزی مرا فرصت بده رو ح مرا مهلت بده
تا بنگرم خاک وطن آن سرزمین پاک من
گفتا خدا به شاه ما ره بر تو بادا هر کجا
کردی جهان را شادمان اینک تو و این هم جهان
کوروش اهورا را ستود جز شوق پارس در او نبود
با یک فرشته شادمان آمد به سوی این جهان
ناگه که او آهی کشید جز آب و نم چیزی ندید
گفتا چرا خا ک تنم اینگونه گشته غرق نم
ویرانی خاکم زچیست فرشته هم آرام گریست
کوروش به او گفتا مرا با خود ببرتا هر کجا
تا بنگرم پورنان من هستند نگهدار وطن
با یک نظربرشهر خود کوروش کمی افسرده شد
جز مهدی وعبدالوحید عباس و سجاد و سعید
نامی ز پوران نشنید آهی ز دل آنجا کشید
گفتا که این گویش زچیست عباس و عبدالله کیست
فرشته بنشست و گریست گفتا که اینها عربیست
بعد از تو ای شاه جهان ایران به دست تازیان
ویران و یکصد پاره شد نسل توهم آواره ش
گوروش برآشفت و شکست که نسل من آواره گشت
قومی به ما ها چیره شد افکار انسان تیره شد
پس شاه شاهان را چه شد آن سرفرازان را چه شد
اینک تو بر من کن روا تصویر ایران مرا
کوروش که تا آن را بدید ناگه زدل آهی کشید
گفتا که این خاک من است این نقش ایران من است
پس شرق و غرب آن چه شد آن هند وآن یونان چه شد
اینک مرا با خود ببر به سرزمین های دگر
تا بنگرم همچو قدیم فخرو شکوه عالمیم
گوروش در آفاقی دگر با خرقه پوشی رهگذر
گفتا که من هم دم به دم از خاک ایران آمدم
آن رهگذر گفتا جوان تویی تروریست جهان
گوروش زدل آشفته شد از این ولایت خسته شد
گفتا که ای دادار من این نیست آن خاک وطن
خسته ام و بی همسفر مرا از این دنیا ببر

چندی پیش خبری در صدا و سیما کشورمان پخش شد که :به مناسبت بزرگداشت روز جهاني موزه و هفته ميراث فرهنگي، در مراسمي به همت میراث فرهنگی در مجموعه فرهنگي- تاريخي سعدآباد بزرگترین کیک نقشه ایران رونمايي ميشود که قرار است به صورت نمادین اثار باستانی هر شهری به صورت کیک ساخته ودر مراسمی این شاهکار (!!!) را نمایش دهند و بعد از مراسم هم توسط همین کیک از مهمانان دعوت شذه پذیرایی می شود بعد از شنیدن این خبر، گزارشی بسیار تلخ و دردناکی ازخبرگزاری مهر خواندم باعث شد به وظیفه اصلی این سازمان شک کنم واین سوال رو از خودم بپرسم که: نقش سازمان میراث فرهنگی کشورمان چیه ؟ فقط حرف ؟ تبلیغات ؟ شاید شما هم که با خواندن این گزارش همین سوال ها را از خودتون بپرسین . متن خبر این بود که

اخرین بقایای کاخ دو هزار ساله داریوش اول بدون کوچک ترین محافظت و ترمیم به حال خود رها شده ودر حال نابودیست آنگونه که عکسهاي اين گزارش نشان ميدهد، اين بنا که نشاني از تمدن پرشکوه و غرورانگيز کشورمان در آن دروان بود، اين روزها به وضعيتي تاثر برانگيز دچار شده است؛ به گونهاي که پايه ستونهاي سنگي کاخ در هواي شرجي، مرطوب و گرم برازجان در حال نابودی و پودر شدن است.بخش مهمي از تاريخ هخامنشيان در اين گوشه از جغرافياي ايران است در زير آفتاب سوزان جنوب به حال خود رها شده و تنها نگهبان اين محوطه تاريخي از سر دلسوزي چادر کهنه ماشين خود را به عنوان حفاظ بر بالاي آن قرار داده است .میراثی به این با ارزشی در حال نابودی سازمان میراث فرهنگی ما درحال ساختن کیک
رییس سازمان میراث فرهنگی کشور کیک نوش جانت
برای اطلاع بیشتر از وضعیت دردناک این اثرباستانی ارزشمند و عکس های اسفناک از وضعیت این بنا به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب...









